![]() |
![]() |
|
|
نمیدونم چرا این حرفها رو اینجا میزنم اما میگم. میدونید، نگاه که میکنم میبینم آقا ولی عصرغریبند.(خدا کنه که این طور نباشه و من اشتباه کرده باشم ) غربتی که من حرف میزنم اینه که هنوز هم هنوزه آقا مونو نشناختیم. غربتی که من حرف میزنم اینه که هنوز هم هنوزه آقا مونو پیدا نکریدم. نه اینکه دنبال دیدنشون باشیم نه بلکه دنبال این باشیم جایگاه آقا رو تو جهان هستی پیدا کنیم که اگر پیدا کردیم آقا مونو میشناسیم که اگر آقا را شناختیم جایگاه خودمونم میشناسیم. آونوقت میشه گفت آقا رو پیدا کردیم. اونوقت دیگه میدونیم که آقا رو برای خودمون نخواهیم بلکه خودمون رو برای آقا و برای هدفهای بزرگشون. اما خدا وکیلی چند درصد ماها آقا را برای خودش می خوایم . مگه غیر از اینه که می خوایم آقا بیاد تا ما را به راحتی برسونه. غافل از اینکه آمدن آقا با همه برکاتی که داره تازه شروع یک تلاش برای ایجاد دگرگونی تو نظام حاکم بردنیا است. امان از غفلت! امان از همت کوتاه ! امان از .... البته به پیروان واقعی حضرت جسارت نمیکنم، این فقط یه نهیب به امثال خودمه! آقا جون خودت یه نظر عنایتی بکن که ما هم سیراب بشیم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 1:3 توسط تشنه معرفت |
|
|
سلام : عید غدیر مبارک ...
لوح محفوظ، کتاب مبین ، قرآن ناطق ، امام مبین ، رحمت واسعه و ... که همه را پیامبر به علی تعبیر کرده بود، میشد آنچنان در پرده تحریف پیچید که نافذترین دقتها هم حتی دریافتشان را نتواند. .... لیکن این دم آخری در این حج واپسین ، این کلام آخرین در حضور نمایندگان خواه و ناخواه تمامی مردم روی زمین انکار کردنی نبود. پوشیدنی و تحریف کردنی نبود. روشن بیان کرده بود پیامبر به روشنی روز به همان روشنی که دستها بر چشمها حایل میکردند که از تشعشع مستقیم افتاب در امانش نگاه دارند. اول از صداقت و امانت خویش پرسیده بود و همگان سر بر آستان صداقتش ساییده بودند. و بعد اعتراف گرفته بود بر ولایت خویش ، و همگان مقر آمده بودند که از خویش بر خویش اولی تر پیامبر است. پس از اثبات صریح و مکرر منزلت خویش در میان مردم، علی را بر گلدسته دست خویش نشاند وکلام آخر... اتمام و اکمال دین ... که: آنچه من بر شما بوده ام، از این پس علی بر شماست. هرکه به کشتی نبوت من در آمده است، اینک در ساحل امامت علی پیاده شود و گرنه بیتردید غرقه میگردد. آمده بودم که از ظلمت وارهانمتان و اینک خورشید در دستهای علی است. آمده بودم که از عذاب الهی بترسانمتان، بترسید از خیانت به علی. آمده بودم که راه بهشت را بنمایمتان، پا جای پای علی بگذارید. آمده بودم که دین را بیاورم، صراط مستقیم، صراط علی است. دین، علی است به تمامه. علی مظهراتم و اکمل دین است. راه با علی هدایت است و بی علی ضلالت. سخن تمام و ... نیز رسالت من. " الیوم اکملت لکم دینکم ...." و این .... منبع : کتاب خدا کند تو بیایی - سید مهدی شجاعی
پروردگارا ما را در به جای آوردن حق این نعمت ، ولایت مولایمان علی، یاری بفرما.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 13:29 توسط تشنه معرفت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است وره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات مپرسید که هشیار کجاست آنکس است اهل بشارت که اشارت داند نکته هاست بسی محرم اسرار کجاست هر سر موی مرا با تو هزاران کارست ما کجائیم و ملامتگر بیکار کجاست باز پرسید زگیسوی شکن در شکنش کاین دلغمزده سرگشته گرفتار کجاست |
| پیوندهای روزانه |
|
یا حنان دسته گل شوق پرواز طالب یار عبد عاصی محبت اینجاست تا دیدار یار عارف شیدا شکوفه نرگس رقص قلم کنیزان حضرت زهرا (س) مجنون صفت منتظران یوسف فاطمه بی معرفت آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 شهریور 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|